در ادامه، هر آنچه باید درباره «خنده بازار برنامه ای برای خنده یا آزار؟؟؟» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
![]()
این که مردمک چشمان من لرزش خفیفی داشته باشد این که دست یکی 4 انگشت داشته باشد یا زبان کسی بعضی از حروف را به شکل قراردادیشان ادا نکند تمامشان از همان نشات میگیرند از «قرارداد».
شاید اگر قراردادها اینگونه تعریف میشدند اسم موارد بالا عیب نمیشد:
مردمک چشمها باید لرزش میداشت تا عنوان سلامت بر آن فرد منطبق باشد یا دستی سالم فرض میشد که 4 انگشت داشته باشد.
![]()
صرف میلیونها هزینه، وقت خودشان و مخاطبانشان و از همه مهمتر بی آبرو کردن ملتی که داعیه فرهنگی و اعتقادی دارند و اسم کشورشان islamic را یدک می کشد. برای چه؟
رسانه ای که در نیمه های روز برنامه سمت خدا را روی آنتن می برد و شب همان روز عالم و آدم را به سخره میگیرد ایرانی باشد یا نباشد مبنای سوژه شدن این فرد ضعفی باشد که خداوند به او هدیه کرده یا ناکارآمدی مدیریتیش فرقی نمی کند همه و همه در برنامه ای که خروجی اش به هیچ عنوان خنده نیست به اسم خنده آزار! هر شب از رسانه جمهوری اسلامی ایران پخش می شود. گویی این برنامه از بلیت ویژه ای در رسانه برخوردار است که هر چقدر علما و روحانیون، اصحاب رسانه های مختلف و کسانی که فدایی جلف بازی های یک مشت لمپن در این برنامه قرار گرفته اند با آن مخالفت میکنند و با صدای بلند کوس نارضایتی خودشان را از آنچه در این برنامه میگذرد به صدا در می آورند. این برنامه همچنان با حمایت کامل از جانب شخص آقای ضرغامی به فعالیتش ادامه می دهد.
نه اینکه مسخره کردن یکی از عوامل غیبت به شمار می رود و نه اینکه شکی نیست كه سخریّه و استهزاء یكى از عواملی است كه بسیارى از اوقات انسانهاى ضعیف الایمان را وادار به غیبت مىكند. چرا برای خنداندن دیگران از اعتبار مشاهیر مایه می گذارید؟ حال شما خنده ندارد که هیچ باید زار زار برای رسانه ای این چنین گریست. شما با اینکار روحیه دیگر آزاری خود را ارضا می کنید و بس.
آیا این همان رسانه ای نیست که قرار بود دانشگاهی برای فرهنگسازی باشد که اکنون نه تنها با توجه به استقبال مردم از این برنامه سطح سلیقه شان را تنزل داده پایگاهی شده بر صحه گذاشتن بر عادات ناپسند.
کجای دین ما تقلید از برنامه های اروپایی در ساخت برنامه های طنز را توصیه کرده این توجیه که در خیلی از کشورها این دست برنامه ها تهیه و تولید می شود، به هیچ عنوان پذیرفته نیست. وقتی کشوری خود را مقید به اعتقادات خاصی می کند این قیود باید بسان خون در رگ های یک جامعه شریان داشته باشد. نه اینکه تمام خونها جمع شود در رگ حجاب، آن هم نه حجابی که معقول و متعارف باشد حجابی که آقایان قبول داشته باشند. آقایانی که نه ضابط قضایی اند نه قرار است لرزش شب اول قبر دختر مردم بر اندام ایشان نازل شود. چرا دین را تک بعدی جلوه می دهید؟؟؟ دلسوزانه عرض می کنم بهتر نیست کمی چشمانمان را باز نگه داریم و از چرت سی ساله مان خارج شویم.؟
مسخرگی گاه ابزاری است برای ستاندن حق از ظالم. و زبان حق خواه و حق گوی مردمان است. رویه ای که می توانست در این برنامه رعایت شود (رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز، تا داد خود از كهتر و مهتر بستانی، عبید زاکانی) اما در جامعه فعلی ما نه اینکه ستمگر و ظالم وجود نداشته باشد از این ابزار نیشتری می سازند به جان مردمان پاک و شریف که نه زور بازویی برای دفاع دارند نه زبانی که بداند چگونه از خود دفاع کند. هنرمند عزیز، آهنگساز محترم، تنظیم کننده گرامی حداقل یک روز زمان گذاشتید برای ساخت قطعه ای که مصاحبه پیرمردی ساده دل که نه شهردار را میشناسد نه شهرداری را، به مسخره بگیرید؟ در وضعیت فعلی که به قول حامد فرد مردم پول یک بال مرغ را هم ندارند این هزینه ها با چه هدفی انجام میشود؟
مایه تاسف بسیار برای آن خبرنگار نامحترمیست که رسم امانت را بجا نیاورد و مصاحبه ای که مجوز پخش رسانه ای نداشت را صرفا جهت خود شیرینی در دسترس همه قرار داد. این رسالت خبرنگاری شماست؟؟؟
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: دوزخیان با همه شکنجه و عذابی که دارند از آزار چهار طایفه در رنجند و عذاب می برند. اینان را از حمیم جهنّم می چشانند و فریادشان به واویلا و واثبورا بلند است....یکی از آن چهار طایفه چرک و خون از دهانش جاری است. جهنمیان می پرسند که این دور از رحمت، حال و وضعش چیست؟ و چه کرده که به این عذاب دچار شده که ما با همه گرفتاری های خود، از آن در زحمتیم؟ گویند: این دور از رحمت کارش مسخرگی و ادای این و آن در آوردن بود و می نگریست هر کلام زشتی که می دیدید ادای آن را در می آورد.
پ ن: بعد از اولین کامنت، این وبلاگ کوچیک اولین لینک رو هم به خودش دید. وبلاگی که لینک کردم برای یکی از بچه های گروه حقوقه که آماده میشه برای آزمون وکالت. برای ایشون آرزوی موفقیت دارم.
برچسب:
نویسنده: پارسا قاسمی